X
تبلیغات
مجید پشنگ پور وکیل پایه یک دادگستری - آیین دادرسی مدنی 1

مجید پشنگ پور وکیل پایه یک دادگستری

حقوقی

آیین دادرسی مدنی 1


ماده3-درصورت عدم قانون بااستناد به منابع معتبر اسلامي يا فتاواي معتبر و اصول حقوقي(كه مغايربا موازين شرعي نباشد)«يعني اصول حقوقي رابه تنهايي معتبر ندانسته»

تبصره قاضي مجتهد و خلاف شرع تشخيص دهد به شعبه ديگر ارسال ميكند

ماده4-نبايد حكم عام باشد

ماده5-آراي دادگاهها قطعي است مگر قوانين قابل نقض يا تجديد نظر

ماده6-بر خلاف اخلاق حسنه يا مخل نظم عمومي بي اثر در دادگاه است

ماده7-مرحله اي رسيدگي به دعوا  به ترتيب درجه دادگاه

ماده8-حكم دادگاه غير قابل تغيير است مگر خود قانون يا مرجع بالاتر

ماده10-رسيدگي نخستين دعوي در صلاحيت دادگاه عمومي و انقلاب مگر قانون مرجع ديگري گفته باشد

ماده11-دعوي محل اقامت خوانده است...

ماده12-دعوي مربوط اموال غيرمنقول در دادگاه محل مال غير منقول

ماده13-در دعاوي بازرگاني و دعوي راجع اموال منقول كه از عقود و قرارداد ناشي ميشود خواهان يا دادگاه محل قرارداديا تعهد ميبايست در آنجا انجام شود

ماده14-درخواست  تامين دليل دادگاهي دليل درخواست انجا است

ماده15-دعوي مربوط منقول و غير منقول محل دادگاه  غيرمنقول  بشرط دعوي ناشي از يك منشا باشد.

ماده16-يك دعوي خواندگان متعدد يا اموال  غيرمنقول متعدددر حوزه هاي متعدد خواهان  مختار است به هر دادگاه كه بخواهد برود.

ماده 17 -دعوي  طاري= اگر با دعوي اصلي يك منشا باشددر دادگاه دعوي اصلي است

ماده18-احتساب و... وهر گونه دفاعي دعوي  طاري نيست

ماده19-توقف رسيدگي  به دعوي درصورتي كه در صلاحيت دادگاه ديگري باشد خواهان ظرف يكماه اقامه دعوي والا دعوي رد ميشود

ماده20-دعاوي راجع به تركه ميت آخرين اقامتگاه متوفي اگر معلوم نباشد دادگاه اخرين محل سكونت متوفي

ماده21-ورشكسته محل اقامتش اقامه ميشود اگر درخواست ايران نداشت محل نمايندگيش درخواست ايران براي انجام معاملاتش

ماده22-دعاوي مربوط به شركت محل مركز اصلي شركت  اقامه  ميشود

ماده23-دعوي ناشي ازتعهدات شركت درمقابل اشخاص خارج ازشركت درمحل تعهد يامحل تسليم كالاياپرداخت پول اقامه ميشود درصورت تعدد شعبه، دادگاه محل شعبه

ماده24-رسيدگي  به دعوي  اعسار با دادگاهي است كه صلاحيت رسيدگي به دعوي  اصلي را دارد

ماده25-دعوي ثبت احوال ذي نفع درخارج باشد اگر محل تنظيم سند در ايران باشد محل صدور سند مثلا كرج  ولي محل تنظيم سند درخارج باشد تهران است.

ماده26-تشخيص صلاحيت با خود دادگاه  است مناط صلاحيت تاريخ تقديم دادخواست  است .

ماده27-صدور عدم صلاحيت و رسيدگي خارج از نوبت

-درصورت اختلاف دادگاه تجديد نظر استان واگر دواستان باشد ديوان عالي كشور

ماده29-رسيدگي به قرار عدم صلاحيت در دادگاه  تجديد نظر و ديوان عالي كشور  خارج از نوبت است

ماده30-درصورت اختلاف نظر مرجع بالاتر متبع است.

ماده31-متداعيين حداكثر دو وكيل

ماده32-نماينده حقوقي يكي از اين دو 1- ليسانس حقوق ودو سال كارآموزي درآن دستگاه-2- دو سال سابقه قضايي يا وكالت احراز اين دو را بالا ترين مقام اجرايي سازمان يا يا قائم مقام او

ماده34-اگر وكالت غير رسمي باشد وكيل ميتواند زير وكالتنامه تاييد كند كه موكل درخواست حضور وي آنرا مهر زده-وكالت در خارج از ايران به گواهي مامورين سياسي يا كنسولگري برسد – اگر وكالت در جلسه دادرسي  باشد در صورتجلسه قيد وكيل موكل امضائ ميكندواگر موكل درخواست زندان باشد رئيس زندان بايد امضاي او را تائيد كند

ماده35-وكالت درخواست دادرسي شامل تمام اختيارات راجع به دادرسي است ولي بايد 14 مورد ذكر شود- تبصره -ساشل قابل توكيل نيست

 ماده36-درخواست صورتي وكيل حق درخواست  صدور برگ اجرايي و تعقيب عمليات آن وكيل اخذ محكوم به وجوه ايداعي را به نام موكل خواهد داشت كه درخواست وكالتنامه تصريح شده باشد.

ماده37-عزل وكيل مانع از دادرسي نيست

ماده38-عدم رسيدن خبر عزل اقدامات وي درخواست حق موكل موثر است.

ماده39-استعفاي وكيل ،دادرسي تا معرفي وكيل جديد يا خود موكل يكماه متوقف ميشود

ماده40- درصورت  فوت وكيل يا استعفا يا عزل يا ممنوع شدن يا تعليق دادرسي به تاخير نمي افتد

ماده41- وكلا بايد درخواست هنگام محاكمه حاضر باشندمگر با عذر موجه الف-فوت بستگان تا درجه اول از طبقه دوم يعني طبقه اول و دوم ب-مرض –ج-حوادث قهري –د-وقايع خارج از اختيار---اگر موجه بود جلسه دادگاه  تجديد ميشودو دادگاه هم بايد علت و وقت رسيدگي بعدي را به موكل اطلاع دهدو ديگر جلسه دادگاه تجديد نميشود

ماده42-ارجحيت با دادگاه كيفري است درصورت همزمان بودن دو دادگاه

ماده43-عزل و استعفا و تعيين وكيل جديد بايد درخواست زماني باشد كه موجب تجديد جلسه نشود والا جلسه تجديد نميشود

ماده44-اگر دو وكيل مجتمعا باشند اگر يك وكيل به ديگري لايحه نداده باشد دادگاه بدون توجه به حضوئ يك وكيل رسيدگي را ادامه خواهد داد.

ماده45-اگر وكيلي حق تجديد نظر خواهي يا مجاز در دادگاه ديوانعالي كشور باشداگرپس از صدور راي دهد مهلت تجديد نظر خواهي از تاريخ ابلاغ  به وكيل است مگر موكل ثابت كنداز استعفا خبر نداشته-درخصوص اين ماده دادخواست تجديد نظر وكيل مستعفي قبول ميشودولي مديردفتربايد به موكل اخطار نماييد كه شخصا اقدام نماييد.

ماده46-ابلاغ دادنامه به وكيلي كه حق دادرسي دردادگاه بالاتر يا وكيل در توكيل  نباشد،معتبر نخواهد بود

ماده47-فوت وكيل يا حوادث قهريه يا ممنوع شدنش بعد از ابلاغ راي وكيل قبل از انقضاي مهلت تجديد نظر ابتداي مهلت اعتراض از از تاريخ ابلاغ به موكل محسوب ميشود

ماده48-دادخواست  به دفتر شعبه اول تسليم ميگردد

ماده51- تبصره- چنانچه خواهان يا خوانده شخص حقوقي باشد در دادخواست  نام و اقامتگاه شخص حقوقي نوشته شود

ماده52-عنوان قيم يا متولي يا وصي يا مديريت بايد در دادخواست  ذكر شود

ماده54- نوشته مديردفتر ظرف دو روز نقايص را به خواهان اطلاع دهد درحالي كه تا بوسيله مامور ابلاغ به دست اوبرسد يكماه طول ميكشد

ماده55-عدم پرداخت هزينه انتشار هزينه آگهي ظرف يكماه از تاريخ ابلاغ اخطاريه دفتر تاديه نشود=رد دادخواست اين قرار ظرف ده روز قابل شكايت در دادگاه است

ماده56-اگر در دادخواست خواهان يا محل اقامت او معلوم نباشد ظرف دو روز دادخواست رد ميشود

ماده58-صحت ترجمه را مترجمين رسمي يا مامورين كنسولگري حسب موردگواهي خواهند نمود.

ماده60-دادخواست در دو نسخه ميباشد

ماده61-بهاي خواسته هماني است كه در دادخواست ذكر شده ازنظر تجديد نظر خواهي و هزينه دادرسي

ماده62-درصورتي كه حق خواهان محدود به زمان نبوده يا مادام العمر بهاي خواسته =باحاصل جمع منافع ده سال ودر دعوي راجع به اموال بهاي خواسته =با آني كه خواهان در دادخواست معين كرده و خوانده تااولين جلسه دادرسي به آن اعتراض نكرده

ماده63-اختلاف دربهاي خواسته وموثر درمراحل بعدي رسيدگي باشد دادگاه قبل از رسيدگي با جلب نظر كارشناس بهاي خواسته را تعيين خواهد كرد

ماده68-مامور ابلاغ ظرف دو روز اوراق را به خوانده تسليم كند وكيل درصورت امتناع آنرا دربرگ اخطاريه قيد وكيل اعاده كند.

ماده70- اگر خوانده يا بستگان او درمحل نباشند يا استنكاف كنند مامور ابلاغ آنرا درنسخ اخطاريه قيد نموده نسخه دوم را  را به نشاني تعيين شده الصاق ميكند

ماده84-يازده ايرادي كه خوانده ميگيرد الف-صلاحيت ب –دعوي بين همان دو باشد ج-خواهان عدم اهليت-د-ادعا متوجه خوانده نباشد-ح-نماينده خواهان سمتش محرز نباشد-چ-همان دعوي قبلاحكم قطعي برايش صادر شده خ-دعوا اثر قانوني نداشته –دعوي مشوع و جزمي نباشد-خواهان ذينفع نباشد-دعوي خارج از موعد اقامه شده

ماده85-خواهان حق داردنبست به كسي كه به عنوان وكيل ،ولي،قيم..پاسخ دعوي را داده وسمت محرز نيست اعتراض نمايد.

ماده86-خوانده اهليت ندارد، امتناع كند-

ماده87-ايرادواعتراض تا پايان اولين  جلسه دادرسي

ماده88-اول رسيدگي به ايراد واعتراضات بعد وارد دعوي ميشود

ماده90- هر گاه ايرادات تا پايان جلسه اول دادرسي اعلام نشده باشد دادگاه مكلف نيست جدا از ماهيت دعوي به آن رسيدگي كند

ماده91- منع دادرس از رسيدگي  == < درجه سوم از هر سه طبقه – دادرس ،همسر يا فرزنداووارث اصحاب دعوي يا نفع شخصي باشند-دو سال قبل دعوي بين دادرس و اصحاب دعوي بوده وحكم قطعي صادر شده

ماده92-دادرس قرار امتناع از رسيدگي صادر ميكند

ماده93-اصحاب دعوي ميتوانند حضور با لايحه دهند

ماده94-اگر اصحاب دعوي وكيل هم داشته باشند اگر دادرس بخواهد ميتواند آند دو را احضار كندكه اينرا بايد دربرگ اخطاريه بنويسد

ماده95-عدم حضور اصحاب دعوي در جلسه مانع رسيدگي  نيست واگر دادگاه توضيح بخواهد از خواهان ونيايد .... دادخواست ابطال ميشود

ماده96-خواهان و خوانده  بايد اصل رونوشتها رادر جلسه  بياورد درصورتيكه خواهان باشد ونياورد دادخواست اومستند به ادله ديگري نباشد  ابطال ميشودو خوانده حق دارد تاخير جلسه رابخواهد براي كمي وقت ،و دادگاه خارج نوبت به موضوع رسيدگي  ميكند

ماده97-ارائه دليل از سوي خوانده تا پايان جلسه اول دادرسي  و خواهان بخواهد دليل جديد بياورد مهلت مناسب به او داده ميشود

ماده98-كم كردن خواسته خواهان در تمام مراحل دادرسي ولي افزودن يا تغييرنحوه دعوي بايد با دعوي مطروحه مربوط و منشا واحدي داشته باشد وتا پايان  اولين جلسه آنرا به دادگاه اعلام كند

ماده99- تاخير جلسه فقط يكبار به رضايت طرفين

ماده101 –مخل جلسه 24 ساعت حبس،حكم فوري اجرا ميشود،اصحاب دعوي 1تا5روزحبس

ماده102-عين اظهارات نوشته ميشود -1-اقرار-2-يكي از اصحاب دعوي بخواهد 3-دادگاه درج عبارات را لازم بداند

ماده103-دادگاه به تمامي دعوا اگر ارتباط كامل داشته باشد يكجا رسيدگي ميكندو اگر چند شعبه باشد دريكي از شعب با تعيين رئيس شعبه اول

ماده104-درپايان هرجلسه درصورت لزوم تجديدجلسه علت آن درخواست صورتمجلس قيدوتاريخ آن تعيين وبه اصحاب دعوي ابلاغ ميگرددواگردعوي قابل تجزيه باشددرهمان خصوص راي صادر ميشود

ماده105-توقف دادرسي بطور موقت براي ازدست دادن اهليت واگر زوال سمت وفوت وحجر تاثيري دردادرسي نداشته باشد دادرسي ادامه مي يابد

ماده106-مهلت كافي براي تعيين وكيل درصورت توقيف يا زنداني شدن اصحاب دعوي وعدم توقف دادرسي

ماده107-خيلي مهم==<استرداد دعوي و  دادخواست—تا اولين جلسه دادرسي دادخواست مسترد—ابطال دادخواست -2-استرداد دعوي وقتي دادرسي تمام نشده،قرار رد دعوي 3- استرداد دعوي پس از ختم مذاكرات قرار سقوط دعوي

ماده108-درخواست تامين تا وقتي حكم قطعي صادر نشده ميتوان درخواست تامين كردكه 4 مورد است1-مستند به سند رسمي2-خواسته درمعرض تضييع وتفريط 3-اوراق تجاري واخواست شده4-پرداخت خسارت احتمالي وتعيين ميزان خسارت بنظر دادگاه است وپرداخت خسارت موجب صدور قرار ميشود

ماده109-خوانده ميتواند براي تاديه خسارت ناشي ازهزينه دادرسي وحق الوكاله كه ممكن است خواهان محكوم شود از دادگاه تقاضاي تامين كند وتا وقتي خواهان تامين ندهددادرسي متوقف ميشود وگر مدت تمام شود وخواهان تامين ندهدبه درخواست خوانده قرار رد دادخواست خواهان صادر ميشود

تبصرهاگر منظور از اقامه دعوي ايذا و..باشد دادگاه خواهان را به سه برابر هزينه دادرسي بنفع دولت محكوم ميشود

ماده110-خوانده نميتواند درخواست خسارت احتمالي كند اوراق تجاري يا مستند به سند رسمي وكيل دعاوي عليه متوقف

ماده111-درخواست تامين از دادگاه كه صلاحيت به اصل دعوي را دارد

ماده112- درخواست كننده تامين 10روز مهلت براي دادخواست دارد پس از 10روز دادگاه به درخواست خوانده قرارتامين را لغو ميكند

ماده113-پذيرش درخواست تامين منوط به معلوم يا عين معين بودن ميزان خواسته است

ماده114-هنوز موعد تسليم طلب يا مال معين نرسيده ولي حق مستند به سند رسمي ودر معرض تضييع يا تفريط باشد متوان درخواست تامين كرد

ماده115-قرار تامين فوري است وبدون اخطاربه طرف دادگاه بايد آنرا رد يا قبول كند

ماده116-قرار تامين به طرف دعوي ابلاغ و10 روز حق اعتراض داردو دادگاه درخواست اولين جلسه به اعتراض رسيدگي ميكند

ماده117-قرار تامين فوري ابلاغ به خوانده واجرا ميشود اگر ابلاغ ممكن نباشدو خواسته درخواست معرض تفريط باشد اول اجرا بعد ابلاغ ميشود

ماده118-موجب تامين رفع شود دادگاه بايد قراررفع تامين صادر كندولي استرداد دعوي يا دادخواست وكيل صدور حكم قطعي خودبخود مرتفع ميشود

ماده119-قابل تجديد نظرنيست قرار ردياقبول تامين

ماده120-اگر خواهان برنده نشود خوانده ميتواند ظرف 20 روزاز تاريخ ابلاغ حكم قطعي خسارت را مطالبه كند مطالبه خسارت بدون هزينه و آيين دادرسي است و خواهان 10روز مهلت دفاع دارداين راي قطعي است

ماده121-اقسام تامين=توقيف اموال منقول و غيرمنقول است

ماده122-دادگاه نميتواند اگر خواسته عين معين باشد بجز آن چيز ديگري را توقيف كند

ماده123- اگر خواسته عين معين نباشديا عين معين بوده ولي توقيف آن ممكن نباشد دادگاه معادل قيمت توقيف ميكند

ماده124-دادن وجه نقديا اوراق بهاداردرعوض مال توقيف شده به دادگاه ودرصورت عين معين باشد منوط به رضايت خواهان است

ماده125-درخواست تبديل تامين از دادگاه صادر كننده قرار است و ظرف 2روز دادگاه مكلف رسيدگي كند

ماده127-دوسوم محصول از سهم خوانده توقيف ميشود

ماده128-در ورشكستگي مال توقيف شده عين معين باشد تامينخواه ارجحيت بر ديگران دارد

ماده130-ورودشخص ثالث درتمام مراحل دادرسي

ماده132-بعد از وصول دادخواست شخص ثالث وقت رسيدگي به دعوي اصلي به وي اعلام ميگردد

ماده133-اگر دعوي ثالث براي تاخير درخواست دادرسي باشديا رسيدگي به دعوي ثالث قابل مجزا كردن باشد هر يك جداگانه رسيدگي مشود

ماده134-رد دعوي شخص ثالث مانع از ورود او درخواست مرحله تجديد نظر نيست

ماده135-هريك از اصحاب دعوي تا پايان جلسه اول دادرسي جلب شخص ثالث با ارائه دلايل و3روزپس از جلسه با تقديم دادخواست

ماده136-توام بودن واخواهي با درخواست جلب شخص ثالث وكيل معترض عليه درخواست اولين جلسه دادرسي ارائه دلايل وظرف 3روز تقديم دادخواست

ماده139-مجلوب خوانده محسوب ميشودو تاخير درخواست دادرسي ميتواند تفكيك نموده به هريك جداگانه رسيدگي نماييد

ماده140-قراررددادخواست جلب شخص ثالث با حكم راجع به اصل دعوي قابل تجديد نظراست

ماده141-خوانده ميتواند درخواست مقابل ادعا خواهان اقامه دعوي كند ،بين دو دعوي وقتي ارتباط كامل است اتخاذ تصميم درخواست هر يك موثر درخواست ديگري باشد

ماده142-تهاتر،صلح،فسخ،ردخواسته،دعوي تقابل نيست ونياز به دادخواست جداگانه ندارد

ماده143-تا پايان اولين جلسه دادرسي دادخواست دعوي تقابل تقديم شود واگر خواهان دعوي متقابل رادر جلسه دادرسي اقامه كند،خوانده ميتواند تاخيرجلسه( يعني دير برگزار كردن نه تجديد جلسه) رادرخواست كند

ماده144-اگر اتباع خارجي خواهان يا شخص ثالث وارد دعوي شوند بنا به درخواست خوانده ايراني بايد تامين بدهندو خوانده ايراني بايد تاپايان جلسه اول دادرسي درخواست اخذ تامين كند

ماده145-استثنا بر ماده فوق—معافيت دادن تامين --1-درخواست كشور متبوع ايرانيها از دادن تامين معاف باشند-2-اوراق تجاري-3-دعوي متقابل-4-دعوي مستند به سند رسمي-5-دعوي كه بر اثر آگهي رسمي اقامه ميشود از از قبيل اعتراضبه ثبت ودعوي عليه متوقف

ماده146-اگر درخواست اثناي دادرسي تابعيت خارجي خواهان كشف ياتابعيت ايراني از او سلب شود خوانده يا تجديد نظر خوانده ايراني ميتواند درخواست تامين كند

ماده147-تا وقتي تامين داده نشده باشد دادرسي متوقف خواهد ماند واگر خواهان تامين ندهد قرار رد دادخواست صادر ميگردد

ماده148-عدم كفايت تامين سپرده شده وامتناع از تكميل تامين باعث صدورقرار رد دادخواست ميشود

ماده149- تامين دليل=تحقيق محلي وكسب اطلاع ازمطلعين واستعلام نظركارشناس يادفاترتجاري يادلايلي كه نزدطرف دعوي ياديگري است وتامين=ملاحظه وصورت برداري

ماده150-درخواست تامين دليل در هنگام دادرسي يا قبل از اقامه دعوي ممكن است باشد

ماده152-درامور فوري بدون احضار طرف دادگاه اقدام به تامين دليل ميكند

ماده153-درموارديكه فقط تامين دليل مبناي حكم باشد قاضي بايد شخصا اقدام كند يا گزارش تامين دليل مورد وثوق  دادگاه باشد

ماده154-درصورت عدم امكان تعيين طرف مقابل درخواست تامين ديل بدون تعيين طرف مقابل پذيرفته ميشود

ماده155-تشخيص درجه ارزش تامين دليل با دادگاه است

ماده156-طلب حق با اظهارنامه بشرط رسيدن موعد،اظهارنامه توسط اداره ثبت اسنادواملاك كشوريا دفاتر دادگاهها ابلاغ ميشود

ماده157-اگر تسليم چيزي ،وجه ،سندي از طرف اظهاركننده به مخاطب باشدبايد آن چيز هنگام تسليم اظهارنامه به مرجع ابلاغ ،تحت نظر آن مرجع قرار گيردمگر جور ديگري مقرركرده باشند

ماده158-دعوي تصرف عدواني خارج كردن مال  غيرمنقول از تصرف ديگري بدون رضايت وي

ماده159-رفع ممانعت حق ارتفاق يا انتفاع خودرادرملك ديگري

ماده160-دعوي مزاحمت مزاحمت بدون خارج كردن مال از تصرف متصرف

ماده161-ثبوت سبق تصرف وخارج شدن آن بدون رضايت وي يا به غير وسيله قانوني بوده

ماده162-ابراز سند مالكيت سبق بر تصرف است

ماده163-راجع به مالكيت يا اصل حق ارتفاق وانتفاع اقامه دعوي كند نميتواند به تصرف عدواني و ممانعت از حق طرح دعوي كند

ماده164-متصرف عدواني غرس اشجاريا احداث بنا كرده اگر مدعي مالكيت باشد بايد ظرف يكماه دادخواست بدهد

ماده166-تصرف عدواني درمرئي ضابط باشد مكلفند به شكايت رسيدگي كنند

ماده167-مال منقول مشترك ويكي مانع تصرف شود متصرف عدواني ميشود

ماده168-دعوي مربوط قطع تلفن ،گاز،برق،وسايل تهويه ونقاله كه مورد استفاده درغيرمنقول است شامل مقررات تصرف عدواني ميشود

ماده169-ورود شخص ثالث درخواست تصرف عدواني در مرحله بدوي يا تجديد نظر خواهي

ماده170-مستاجر...هرشخصي ملك از طرف ديگري درخواست اختيار اوست ميتواند شكايت كند

ماده171-سريدارو..اگر ظرف 10روز از ابلاغ اظهارنامه مالك از ملك رفع تصرف ننمايد متصرف عدواني ميشود

تبصره -دعوي تخليه مربوط به حق استردادورهني وشرطي واگربين مالك وامين شرايط خاصي مقررشده باشد مشمول مقررات اين ماده نميشود

ماده172-فقط تنها راه اثبات دعوي سندي باشد مورد ترديد وانكار وجعل شده باشد مرجع رسيدگي كننده به اصالت سند هم رسيدگي ميكند

ماده174-چنانچه قبل ازصدورراي خواهان تقاضاي صدوردستور موقت نماييدو دادگاه دلايل وي راموجه تشخيص دهددستور يا رفع آثار موجود راي ميدهد اين دستور با صدور راي يا رد دعوا مرتفع ميشود

ماده175-رفع تصرف فوري است ودرخواست تجديد نظرمانع اجراي آن نميشود                                                     

ماده176-مجازات تصرف عدواني دوباره

ماده177- تصرف عدواني بدون تشريفات آيين دادرسي و خارج از نوبت است

ماده178-سازش درخواست هر مرحله اي ميشود

ماده179-قابليت تفكيك خواندگان متعدد درخواست سازش

ماده180-سازش رسمي كه دردادگاه ودفتراسنادرسمي صورت ميگيرد وسازش غيررسمي درخارج از دادگاه است

ماده181 –سازش دردفتراسنادرسمي دادگاه ختم موضوع را به موجب سازش نامه درپرونده قيد مينماييدواجراي آن مثل اسناد لازم الاجرا است

ماده182-سازش درخواست دادگاه درصورتمجلس قيد وبه امضا دادرس وطرفين ميرسد

ماده183-سازش نامه غيررسمي باشد طرفين بايد دردادگاه حاضر شوند وبه آن اقراركنندودر صورتمجلس قيد وبه امضا دادرس وطرفين ميرسدوالادادرسي ادامه پيدا ميكند

ماده184-سازش نامه== گزارش اصلاحي صادر ميكندچه مورد سازش مخصوص دعوي مطروحه بوده يا شامل دعاوي ياامور ديگري باشد

ماده185-اگر سازش محقق نشود تعهدات يا گذشتها لازم الرعايه نيست

ماده186-درخواست سازش بطور كتبي

ماده187-دراحضارنامه بايد قيدشودطرف براي سازش به دادگاه ميآيد

ماده188-درصورت عدم موفقيت به سازش دادگاه آنرادرصورت مجلس قيد وبه امضاي طرفين ميرساندواگرهم نخواهند امضاكنند دادگاه آنرا درصورت مجلس قيدميكند

ماده189-درصورتي كه دادگاه احراز كندطرفين حاضر به سازش نيستند آنان را براي طرح دعوي ارشاد ميكند

ماده190-اگر طرف سازش جواب نداد دادگاه مراتب را درصورت مجلس قيدو به درخواست كننده اعلام ميكند

ماده191-استنكاف مساوي با عدم قبول سازش

ماده192-استنكاف مانع از سازش دوباره نيست

ماده193-درخواست سازش با پرداخت هزينه دعاوي  غيرمالي وبدون تشريفات مطروح صورت ميگيرد

ماده194- دليل=امري كه براي اثبات يا دفاع به آن استناد ميشود

ماده195-دلايل مطروح براي عقود تابع قوانين درموقع انعقاد آنهاست مگردلايل شرعي يا خلاف آن درخواست قانون تصريح شده باشد

ماده196-دلايل براي اثبات وقايع خارجي از قبيل ضمان قهري ،نسب ... اقامه ميشود تابع قانوني است كه درخواست موقع طرح دعوي مجري است

ماده197-اصل برائت

ماده198-اصل بقاي دين

ماده199-درخواست كليه امور حقوقي دادگاه علاوه بر رسيدگي  به دلايل مورد استناد طرفين دعوي هر گونه تحقيق براي كشف حقيقت انجام ميدهد

ماده200-رسيدگي به دلايل كه موثر در تصميم نهايي باشد درخواست جلسه دادرسي بعمل ميآيد

ماده201-عدم حضور اصحاب دعوي مانع از اجراي تحقيقات وكيل رسيدگي نميشود

ماده202-بااقراردليل ديگري لازم نيست

ماده203-اقرار در دادگاه --<< در دادخواست يا حين مذاكره(كه اقرارشفاهي است) يادريكي ازلوايح-  والااقرار درخارج ازدادگاه ميباشد

ماده204-اقرار كتبي اسناد يا درلوايح باشد.در اقرار شفاهي شخص استفاده كننده از اقرار بايداز دادگاه بخواهد اقراردر صورت مجلس قيدشود

ماده205-اقرار وكيل عليه موكل درامور قاطع دعوي پذيرفته نيست اعم از اقراردر دادگاه باشد يا خارج از دادگاه

ماده206-رسيدگي به حسابهاودفاتردادگاه است

ماده207-اگر سند ابرازشده بنفع طرف مقابل باشد اگر او به آن استناد كند ابرازكننده سند حق ندارد آنراپس يا از دادگاه بخواهد آنرا ناديده بگيرد

ماده208-ارائه سندي كه خود رجوع به سند ديگري داده

ماده209-وجودسندي كه نزد يكي ازطرفين است اگر ارائه نشود دادگاه ميتواند آنرا ازجمله قرائن مستند بداند

ماده210-دفتر تجاري بايد در دادگاه ابراز شود اگر مقدور نباشد خارج نويسي ميشود .اگر تاجرنخواهددفترراابرازكند يا نتواند تلف آنرا اثبات كند دادگاه ميتواند آنرا از قرائن مثبته قراردهد

ماده211-ابراز سند در دادگاه مقدورنباشد ياخلاف عفت رئيس دادگاه يا دادرس يا مديردفتر دادگاه آنرا خارج نويس ميكند

ماده212-سندي كه درادارات دولتي و...موجود باشد به درخواست يكي از اصحاب دعوي بطور كتبي به اداره مربوط ارسال ميكندو باذكر موعد مقررميداردواداره مكلف است فوري دستور دادگاه را انجام دهد مگر با مصالح سياسي كشور منافات داشته باشد كه درصورت موافقت دادگاه جواز عدم ابراز سندمحرز خواهد شد والا متخلف از ارائه به انفصال از 6ماه تامين 1 سال محكوم خواهد شد

تبصره-تحويل اسناد سري دولتي بايد با اجازه رئيس قوه قضاييه باشد.اگر درخواست موعدي كه دادگاه گفته نتوانند ارائه كنند بايددر پاسخ دادگاه با ذكر دليل تاريخ ابراز را اعلام كنند

ماده214-اگر يكي ازاصحاب دعوي به استنادپرونده كيفري ادعايي نماييد دادگاه ميتواند پرونده رامطالبه كند ومرجع ذيربط مكلف است پرونده را ارسال كند

ماده215- اگر يكي ازاصحاب دعوي به استنادپرونده مدني ادعايي نماييد دادگاه به درخواست اوتقاضانامه اي به اوميدهد كه دادگاه مدني برابربااصل به او بدهد...

ماده216-سند غيررسمي نسبت به خود انكار ميتواند كند واگر سند ابرازي منتسب به شخص او نباشد ميتوان ترديد كند

ماده217-اظهارترديد وانكار حتي الامكان تااولين جلسه دادرسي باشد چنانچه درجلسه دادرسي منكر شود حسب مورد آثار انكار برآن مترتب ميشود. نسب به مداركي كه در واخواهيبه آن استناد ميشود اظهارانكار و ترديد بايد تااولين جلسه دادرسي باشد

ماده218-استرداد سند دليل بر بطلان آن نخواهد بودودر غير اين صورت دادگاه بايد به اعتبار سند رسيدگي كند

ماده219-ادعاي جعليت طبق ماده217باذكر دليل بايد باشدمگر دليل ادعاي جعليت بعدا حادث شود والا دادگاه به آن ترتيب اثر نميدهد

ماده220-اگر طرف به استفاده از سند باقي باشد ظرف 10روزاز تاريخ ابلاغ بايد اصل سند را بدهد مديردفتر آنرا به نظر قاضي رسانده و دادگاه فوري آنرا مهروموم ميكند، چنانچه درموعد مقرربه دادگاه ارائه نشود از عداد دلايل خارج ميشود

ماده221-دادگاه مكلف است ضمن صدور حكم راجع به ماهيت دعوي نسبت  به سندي كه مورد ادعاي جعل است تعيين تكليف بنماييد

ماده222-كارمندان مجاز نيستند رونوشت اسنادي كه مورد جعل واقع شده  مادامي كه حكم قطعي صادر نشده را به اشخاص بدهندمگر بااجازه دادگاه وبايد درخواست كنار سند تصريح شود اين سندمورد جعل واقع شده والااز 3ماه تامين 1سال انفصال از خدمت ميشوند

ماده223-نميتوان اساس تطبيق قرار دادهرچند كه حكم به صحت آن شده باشد سند انكار شده

ماده224-استكتاب شخص زنده وعدم حضور او يا امتناع اوقرينه صحت سند تلقي ميشود

ماده225-تطبيق بعمل آوردن درمحل ميشود اگر آوردن آن به محل ممكن نباشد

ماده226-دادگاه موظف درموقع ضرورت ،دقت درسند ،تطبيق خط و...به كارشناس ارجاع دهد

ماده227-ادعاي جعل وتعيين جاعل(كه امر كيفري است) دردعوي حقوقي، دادگاه به هردويكجا رسيدگي  ميكند اگر ادعاي جعل درآنواحد در دو دادگاه مطرح باشد موضوع به اطلاع رئيس حوزه قضايي ميرسد تابا توجه به سبق ارجاع براي رسيدگي توام اتخاذ تصميم نماييد« از راي كيفري كه اثبات جعليت كند ميتوان ازآن بعنوان اعاده دادرسي استفاده كرد»

ماده228-ادعاي جعل ارجحيت به ترديد وانكار دارد. درصورت ادعاي جعل يا اظهارترديد يا انكاربه سند ديگر ادعاي پرداخت آن سند پذيرفته نميشود.اگر نسبت به اصالت سند همراه با دعوي پرداخت وجه تعرض شودفقط به ادعاي پرداخت وجه رسيدگي ميشود

ماده230-تعداد گواهان –الف-اصل طلاق واقسام آن ونيز دعاوي غيرمالي ازقبيل اسلام ،بلوغ،جرح وتعديل ،عفوازقصاص،وكالت،وصيت باگواهي2مرد= قو،بوم ،جت-ب-دعاوي مالي يا آنچه مقصود مال باشد دين،ثمن معاملات،وقف،اجاره،وصيت به نفع مدعي،غصب،جنايت خطايي وشبه عمدكه موجب ديه است با گواهي دومرديايك مردودوزن=

اگر براي خواهان امكان اقامه شرعي نباشدميتواند با معرفي يك گواه مرديا دوزن به ضميمه يك سوگند ادعاي خود را اثبات كند كه اول گواه شهادت ميخورد بعد خواهان سوگند ميخورد---ج---اطلاع آنها در اختيار زنان است ولادت،رضاع،بكارت،عيوب دروني زنان 4زن،2مرد،يك مرد ودوزن=وب رع—د—اصل نكاح 2مردويايك مردو2زن

ماده231-دعوي حق الناسي اگرگواه بعلت غيبت،بيماري،حبس،سفرمتعذرباشدگواهي برشهادت اومسموع است

ماده232-حضور گواه درخواست وقت مقرر

ماده234- جرح بايد با ذكرعلت باشداگربردادگاه جهات جرح مخفي باشد وبعد از راي معلوم شودازمواردنقض راي است –استمهال براي جرح يك هفته است

ماده235- استماع شهادت گواهان منفردا

ماده236- تبصره-درصورتي كه احقاق حق متوقف به گواهي باشد و گواه حاضر به اتيان سوگند نشود الزام به آن ممنوع است

ماده237-اختيار دادگاه دراستماع گواهان بدون حضور اصحاب دعوي براي آزادي گواه

ماده238-نبايداظهارات گواه قطع شود ولي ميتوان توسط دادگاه سئولاتي از گواه بعمل آيد

ماده239-ترغيب يا منع يا راهنمايي يا كمك در بيان مطالب ممنوع است

ماده240-اظهارات گواه بايد عينا دعوي درصورت مجلس قيد شودوبه امضا ووي برسد واگرنخواهدمراتب درصورت مجلس قيدشود

ماده241-تشخيص ارزش وتاثير گواهان با دادگاه است

ماده242-ابلاغ احضاريه به گواه بايد يك هفته قبل از تشكيل دادگاه باشد

ماده243-اگر درخواست موعد مقرر گواه نيايد دوباره احضار خواهد شد

ماده244-امكان استماع گواهي درمنزل يا محل كار...توسط يكي از قضات

ماده247-گواه ميتواندهزينه رفت وآمد رابگيرد

ماده248-دادگاه ميتواند راسا يا به درخواست هريك از اصحاب دعوي قرارمعاينه محل راصادر كند

ماده249-استناد به اطلاعات اهل محل اگرچه بطوركلي باشدواسامي مطلعين ذكرنشود دادگاه قرار تحقيق محلي صادر ميكند واگر قرار به درخواست يكي از طرفين صادرگرددطرف ديگردعوي ميتواند درموقع تحقيقات مطلعين رادرمحل حاضركند

ماده250-اجراي قرار معاينه محل ممكن است توسطدادرس دادگاه يا قاضي تحقيق به عمل آيد اگرمبناي راي دادگاه معاينه محلي بشد اجراي قرارتوسطشخص قاضي صادركننده راي صورت گيرد

ماده252-جرح مطلعين

ماده254- عدم حضور يكي از اصحاب دعوي مانع از اجراي قرار معاينه محل و تحقيقات محلي نخواهد بود

ماده255-اطلاعات حاصل از معينه محل اماره قضايي محسوب ميشود

ماده256-عدم تهيه وسيله اجراي قرار معاينه محل توسط متقاضي ،موجب خروج آن از دلايل واگر قاضي لازم بداند تهيه وسيله اجراي قرار برعهده خواهان است.اگر دادگاه بدون آن نتواند راي دهد دادخواست بدوي ابطال ميشود

ماده257- دادگاه ميتواند راسا يا به درخواست هريك از اصحاب دعوي قرار ارجاع به امر كارشناس صادر كند وتعيين مدت براي اظهارنظر كارشناس

ماده258-تعدد كارشناس وقرعه-فرد بودن عده  كارشناسان –تبصره-اعتبار نظر اكثريت درخواست صورتي است كه كارشناسان از نظر تخصص با هم مساوي باشند.

ماده259-ايداع دستمزد كارشناس بعهده متقاضي (اعم ازخواهان وخوانده)درظرف يك هفته است.پرداخت دستمزد بهعده خواهان است،درصورتي كه درمرحله بدوي بدون نظر كارشناس وحتي سوگند نتواند راي دهد دادخواست ابطال ميگردد

+ نوشته شده در  شنبه دوم دی 1391ساعت 1:2  توسط majid  |